جامع ترین تعریف خوشبختی این است:

حرکت در مسیر رسالت زندگی

  • لذت

    لذت مطلق يا رنج مطلق وجود ندارد


    درك اين نكته كه در باطن هر لذتی يك رنج و در باطن هر رنجی يك لذت هست ما را به يك آگاهي گرانقدر و تاثيرگذار مي رساند

    بايد طراوت باران را با گل شدن پاهاي مان بپذيريم.

    اين نكته ی مهمی ست : لذت مطلق يا رنج مطلق وجود ندارد


  • اعتماد-به-نفس

    اعتماد به نفس


    در اكثر انسانها بين اعتماد به نفس و تواضع رابطه ی الاكلنگى وجود دارد
    يعنى با بالا رفتن هركدام ديگرى پايين مي آيد
    شما بين آنها يك توازن يكسويه برقرار كنيد.


  • مقام امن

    جدول  را ببينيد


    در تمام جزييات ما پايينتر بوديم ، بجز خودباوری ، تلاش و استقامت.

    برای موفقيت و نيل به اهدافتان تا لحظه ی آخر دست از تلاش برنداريد.
    گاهی خداوند نتيجه را در لحظات پايانی هديه ميدهد.


استاد محمدرضا محمدی

 

پرسش و پاسخ

1سوال
سلام شبتون بخیر. در مورد پست رنج و لذت ، میخواستم بدونم وقتی عزیزی رو از دست میدیم چه لذتی برای اطرافیان میتونه داشته باشه؟
2پاسخ :
تعريف هر كسی از لذت يك چيز است ولی تعريف واقعی لذت ممكن است يك چيز ديگر و متفاوت با باورهای شما باشد شايد نگاه شما به لذت ايراد دارد و يك تعريف غلطی از لذت در ذهن داريد، شايد لذت رو معادل شاد شدن بدونيد كه اين در مرگ عزيز امكان پذير نيست، و معادل های ديگر مثل: لذت از يك سفر، برنده شدن در قرعه كشی و.....، كه با اين معادل ها ميتونيم بگيم از دست دادن عزيز هيچ لذتی درش نيست. پس تعاريف انسانها از يك موضوع ميتونه متفاوت باشه و همين تعاريف متفاوت باعث به وجود آمدن چنين سوالاتی خواهد شد. پس ابتدا تعريف لذت رو مرور كنيم . لذت يعنی " تغیيرحال از منفی به مثبت " حال اين تغیير ممكن است خيلی كوچك باشد وحتی تؤام باخنده و شادی هم نباشد و يا يك زيبايی معنوی غير قابل توصيف باشد كه حتی كسی اون رو متوجه نشود. به اين سوالات در ذهن خود پاسخ دهيد آيا تا به حال نشده كه با عده ای از نزديكان كدورت داشته باشيد و قهر باشيد؟ آيا ابراز محبت ديگران در شما حس مثبت ايجاد ميكند؟ آيا زمانی بوده كه مشكلات بزرگی داشتيد و با آمدن يك مشكل بزرگتر متوجه ميشويد كه چقدر كودكانه به موضوع نگاه ميكرديد و چقدر مشكلاتتون جزئی بوده و در واقع اصل زندگی به خاطر روزمرگيهارو فراموش كرديد؟ ابراز همدرديهايی كه از يك نفر ميكنند، حتی كسانی كه باهم كدورت داشتند و قهر بوده اند ، باعث ايجاد احساس خوب شده و ناراحتی ها نيز از بين می روند. تصور كنيد با مرگ يك نفر هيچ ابراز همدردی و كمك و حمايت روحی و فيزيكی از اطرافيان نشه! از طرفی افرادی كه شايد مدتها نديده ايم با ابراز محبت و همدرديشون ، تسليت و فرستادن گل ، مشكی پوشيدن و محزون بودنشون با ما همگام سازی كرده وايجاد احساس مثبت و در نتيجه لذت ميكنند. بعضی وقتها اونقدر غرق مشكلات زندگی ميشويم كه از دست دادن يك عزيز به ما می فهمونه دنيا خيلی ناقابل تر از اونه كه بخواهيم، بابت امور ساده و روزمره كه تبديل به يك بحران شده غصه بخوريم. و همين كه اين امور رو كنار بگذاريم، تغیير از منفی به مثبت است و اين يعنی نگرش بهتر به دنيا و اين يك لذت خواهد بود. اينكه ما تعريف غلطی از لذت داريم دليل نميشه كه در اين رنج لذتی وجود نداردو ما بايد موضوعات را از نگاه كل عالم بررسی كنيم. البته لذتی كه وجود دارد مساوی با اون رنج نخواهد بود ولی رنج مطلق هم وجود ندارد، چون كه اگر بود تمام اميد انسان منقطع می شد و باعث مرگ انسان بود. البته لازم به ذكر است كه : قرار نيست در رنج مرگ ، لذتى كه پنهان است برابر با همون رنج باشه ، معلومه كه اون لذت بسيار پايين تر از اون رنج هست. و در باطن لذت هم كه گفتم رنج هست ، ميزان لذت بسيار بالاتر از اون رنج هست . پس ما بحثمون اينه كه ما رنج مطلق نداريم . رنج مطلق باعث مرگ انسان ميشود ، چون تمام اميد انسان منقطع مى شود . پس اولا ما انتظار نداريم كه اين لذت و شادى كه در رنج هست مساوى اون رنج باشه ، بلكه بسيار بسيار پايين تر هستش، ولى بهرحال هست.

پرسش و پاسخ

1سوال
من دو تا سوال داشتم یکی اینکه واقعا گفتن به خود که این افکار رو دور بندازیم کار راحتی نیست باید ذهن کنترل بشه و اگه ادم حساسی باشیم خیلی خیلی اذیت میشیم چه جوری باید این حساسیت هارو از بین برد؟ذهن رو کنترل کرد؟؟و سوال دوم اگه مثلا رابطه خوب خونه خوب توام با سلامتی و امکانات خوب باشه خوب کاملا احساس خوشبختی میشه کرد پس نداشتن اینها مسلما این حس رو داره
2پاسخ :
ببينيد در همين سوال شما به ويژه خط دوم و سوم يك فكر منفی و يك گفتگوی درونی منفی وجود داشت به نظر شما ذهن با چه چيزی كنترل مي شود؟ خب واضح است : با كلام به همان شكلی كه ذهن با كلام كنترلش را از دست ميدهد. با كلام هم كنترل ميشود. كلام روی ذهن - بدن - عصب ، بسيار تاثير دارد. هم تاثير مثبت و هم منفی. فقط بايد شما اين كلام را زياد تكرار كنيد. قرار نيست يكبار كه فكر منفی به ذهنتان آمد با گفتن يك جمله تا آخر عمر آن را از بين ببريم. اين فكر منفی دائم می آید. و ما هم بايد با همان شيوه ، يعنی كلام مثبت و به صورت خودآگاه ( كه فرمانده بدن است ) آن را كم رنگ كرده و به مرور از بين ببريم. دقت كنيد كه ذهن از يك جای بيرونی كنترل نميشود بلكه از درون ما كنترل ميشود مرحله اول اينكه با همين كلام كنترل شود . يعنی ما وقتی اين جملات راميگوييم و از خودمان سوال می كنيم: واقعا من نميتوانم اين موضوع را كنترل كنم؟ واقعا من لايق اين مقدار نگرانی هستم؟ پاسخ به اين سوالات ذهن را مثبت ميكند، و به محض ورود يك فكر منفی، بايد گفتگوی درونی ما شروع شود كه من برای چه بايد به اين موضوع منفی فكر كنم؟ مطمئناً همان لحظه، ذهن برای لحظه ای حالت ايستايی پيدا ميكند و تغيير جهت ميدهد ، نه برای هميشه ولی همان چند لحظه به مثبت شدن ذهن و در نتيجه مثبت شدن رفتار كمك ميكند. فقط نكته اش تكرار و تكرار و تكرار است. اوايل خيلی سخت خواهد بود، واضح است كه مثل هر كار ديگری، تسلط پيدا كردن روی فن يا هر تكنيك ديگری زمان بر خواهد بود. يك ورزشكار هم شايد ساليان سال طول بكشد تا در يك فن يا تكنيك قدرتمند شود اما وقتی تسلط يافت برای هميشه مسلط است. معروف است؛ الدرس حرفٌ والتكرار الفٌ آموزش يكبار ، تكرار و تمرين هزار بار

شبکه های اجتماعی استاد محمدرضا محمدی


اینستاگرام

استاد محمدرضا محمدی

مدرس کارگاه های علمی و عملی موفقیت در موسسه پژوهشی مقام امن


مقام امن

استاد محمدرضا محمدی


  • مدیر عامل و صاحب کارخانه پاکنام بی بافت پارس
  • رئیس هیئت مدیره شركت بانو فرين آرا
  • مولف و مدرس دوره های روانشناسی
  • استاد پروازی
  • مشاوره تحصیلی، مشاوره خانواده